عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
368
منازل السائرين ( فارسى )
به قول حافظ : گرچه راهى است پر از بيم ز ما تا بردوست * رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى الدرجة الثانية : الاحسان فى الاحوال ، و هو ان يراعيها غيرة ، و يسترها تطرفا ، و يصححها تحقيقا . حال واردات ذوقى هر عمل است ، كه البته مراد عمل صالح است . سالك در اين مقام ، حضور فرد را در حال حفظ مىكند و مراقب است كه اين حضور پايدار شود . به قول حافظ : حضورى گر همى خواهى از او غايب مشو حافظ * متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و أهملها هرچه اقتضاى آن حال است ، انسان بايد انجام دهد ، تا متحول شود . و از اين حال بايد به نحو احسن براى تحول درونى خود استفاده كند . همچنين ، سالك بايد كتمان سرّ كند . به طورى كه كسى از حال او مطلع نشود و آن را از چشم مردم بپوشاند . براى اينكه سرّ حال نزد اين طايفه ، ظرافت خاص خود را دارد . اگر كسى بخواهد از اين طريق بزرگنمايى كند ، سقوط مىكند . همچنين ، سالك بايد در تحقيق و صحت حال تلاش كند . آيا اين حال ، حال درستى است ؟ مشروع است ؟ و آيا آن را محبوب داده است ؟ حال به حق و باطل آميخته است وقتى حق و باطل در حال را شناخت و آنها را از هم تميز داد ، سپس درصدد تخليص آن برمىآيد . خواجه بر اين امر تكيه دارد كه در هر منزلى كه هستى ، آن را بشناس . الدرجة الثالثة : الاحسان فى الوقت ، و هو ان لا تزايل المشاهده ابدا ، و لا تخلط بهمتك احدا ، و تجعل هجرتك الى الحق سرمدا . احسان در وقت سه جزء دارد . اين مشاهده اصلا زايل نمىشود . اهل احسان مفارقتى با مشاهده ندارد . همچنين ، در عزم و همت خود ، احدى غير از حق را دخيل نمىكند . در راه حقيقت ، اگر همت تعلق به ديگرى پيدا كند ، شرك است . هجرت تو به سوى خداوند بايد پايدار باشد . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمودند :